مفهوم فریلنسر
سادهترین تعریف فریلنسر (Freelancer) این است که: یک نفر، بدون اینکه به یک سازمان یا کسب و کار و شرکت مشخص
متعهد شود، فعالیت حرفهای و تخصصی خود را برای مجموعههای مختلف انجام میدهد و
بسته به نیاز و پروژههای در دسترس، کارفرمای خود را تغییر میدهد.مفهوم فریلنسر یا آزادکار، طی دهههای اخیر مطرح شده است.میتوان گفت که آغاز انقلاب صنعتی، دوران شکلگیریِ سازمان به مفهوم مدرن آن بود. همزمان با مطرح شدن مفهوم سازمان، مفهوم شغل هم معنای تازهای پیدا
کردفریلنسر چه کسی است ؟
فریلنسر کسی است که یک حرفه مثل عکاسی ، نویسندگی ، طراحی
وب و دیگر خدمات ، گرافیک و .. دارد و به صورت پروژه ای و آزاد با دیگران کار
میکند . او طبق قوانین خودش کار میکند و اکثر مواقع کارش را در اتاقی در خانه خودش
انجام میدهد.
فریلنسر کسی است که کار یا پروژه ای با زمان محدود را به
کارفرمای خود ارائه میدهد.
فریلنسر چه کسی است؟
هیچ گاه یک فریلنسر به صورت دائمی کاری را انجام نمیدهد. برای مثال بیشتر
فریلنسرها بر روی پروژه هایی محدود کار میکنند که پس از تحویل پروژه یا کار به
کارفرما دیگر رابطه ای با کارفرما ندارند. معمولا بیشتر فریلنسرها به صورت فردی بر
روی پروژه کار میکنند و فریلنسری یک شغل انفرادی است.فریلنسر ها به صورت های متفاوتی کار می کنند.
بعضی از فریلنسر ها برای انجام پروژه هزینه ای را به صورت بیعانه دریافت می کنند و
بعضی دیگر کل مبلغ پروژه را به صورت یک جا دریافت میکنند، این یک مسئله شخصی است و
به فریلنسر برمی گردد.درآمد او چگونه است ؟عده ای فکر می کنند فریلنسرها به صورت رایگان کار می
کنند. اما این تصور کاملا اشتباه است. فریلنسرها هرچه بیشتر در زمینه ای که در آن
تخصص دارند تجربه کسب کنند، می توانند نرخ های بالاتری برای کار خود پیشنهاد کنند.اگر بخواهیم درآمد یک طراح وب فریلنسر را بازبینی کنیم (در صورت شهرت متوسط
) میتوان گفت که میتواند چندین برابر درآمدی که یک شخص در یک شرکت شخصی در می
آورد را به دست آورد اما این که درآمد ثابتی ندارد میتواند کمی سخت باشد،
البته میشود با پس انداز و سپرده گذاری جلوی این مشکلات را گرفت.
جایگاه اجتماعی و خانوداگی
معمولا
فریلنسر ها آزادی عمل
زیادی دارند و از نظر زمان و مکان به صورت مستقل عمل می کنند. برای مثال فریلنسر
ها می توانند در منزل یا دفتر کار، در روز یا شب میتوانند کار کنند بدون داشتن هیچ
محدودیتی.اکثر
فریلنسر ها رابطه خوبی با خانوداه شان دارند چون اکثر اوقات در منزل هستند و کارشان
را از آنجا دنبال میکنند.فریلنسینگ
ساده ترین راه برای این است که رئیس خود باشید. شما می توانید با تعهد و جدیت خود
در این کار موفق شوید. هدف
کار فریلنسینگ باید برای شما بسیار روشن باشد. شما نمی توانید کاری را بدون داشتن
هدف شروع کنید.توجه: اگر شما در زمینه خاصی تجربه و تخصص دارید، پس می توانید
کار تمام وقت فریلنسینگ را انتخاب کنید و به انجام آن بپردازید. اما با این حال
اگر تجربه و تخصصی ندارید، بهتر است شغل قبلی خود را ترک نکنید. شما در این حالت
می توانید به صورت پاره وقت کار فریلنسینگ انجام دهید و این کار باعث می شود که
شما در زمینه های مختلف، تجربه بیشتری بدست آورید.
اهداف فریلنسر
زمانی که شما به عنوان یک فریلنسر
کار می کنید هر چقدر که بیشتر کار کنید درآمد بیشتری خواهید داشت و این مساله ممکن
است موجب شود که شما فراموش کنید که نیاز به استراحت دارید. (همانند خودم که از
ارتروز شدید گردن و کمر رنج میبرم) شما باید برای خودتان یک زمان کاری مشخصی تعیین
کنید و سعی کنید بیشتر و یا کمتر از آن کار نکنید و کاملا منظم و با برنامه کار
کنید. به
خاطر داشته باشید که استراحت نکردن می تواند برای شما به اندازه از دست دادن مشتری
مضر باشد زیرا با استراحت نکردن شما انرژی و توان خود را به طور کلی از دست می
دهید و بازده شما افت می کند. علاوه بر استراحت های روزانه شما باید تعطیلات مشخصی
نیز برای خود داشته باشید، همانند کارکنانی که برای کمپانی های مختلف کار می کنند
شما نیاز به مهمانی رفتن، ورزش کردن، بیرون رفتن با دوستان، دوچرخه سواری و سایر
تفریحات دارید پس برای خود تعطیلات آخر هفته و همچنین تعطیلات فصلی تعیین نمایید.
وقتی صحبت از کوچینگ
و مربیگری میکنیم دقیقا به چه چیزی اشاره می کنیم؟ کوچینگ یک صنعت، مهارت و حرفه
جدید است که، در چند دهه اخیر رشد بی سابقه ای در عرصه جهانی داشته است و افراد
بسیار موفق همانطور که می دانیم، از کوچ ها و مربی های حرفه ای برای رسیدن به
اهدافشان و حل چالشهایشان استفاده میکنند.سازمانICF
فدراسیون جهانی کوچ های حرفه ای، که
یکی از بالاترین مراجع کوچ های حرفه ای در جهان است، میگوید: کوچینگ
یک رابطه شراکت بین مربی و مراجع که در نتیجه آن، مراجع فکرشان به کار می افتد و
خلاق تر می شوند تا توانایی فردی و حرفه ای خود را به حداکثر برساند و حاصل آن این
است که، توانمندی خود را در حیطه های مختلف به حداکثر می رساند.
تعریف کوچینگ
تعریف دیگر از مدرسه بین المللی IPC که من در آنجا تحصیل کردم و مدرک
کوچینگ حرفه ای ام را از آنجا گرفتم، این است که، کوچ به مراجع کمک میکند، توانمندی
های بالقوه خود را عملی کند، هدف و علائق درونی اش را به اقدامات بیرونی وصل کند و
نهایتا به سمت اهدافش حرکت کند. شاید دوست داشته باشید، تعریف شخصی شهاب اناری را
در این رابطه بدانید. به نظر من کوچینگ، فرآیندی است که، در آن مربی به مراجع کمک
میکند، بلوک های ذهنی خود را از میان بردارد و سطح آگاهی اش را بالا ببرد. هدفگذاری
و برنامهریزی کند، سریعتر برای رسیدن به اهداف و حل چالشهایش قدم بردارد. ممکن
است شما از من بپرسید ویژگیهای یک مربی حرفه ای چیست ؟خصوصیات یک مربی حرفه ای را
ساماندهی کرده است و وقتی کسی بخواهد، از مدارس مورد تایید خود آموزش ببیند و
نهایتاً یک کوچ حرفه ای قلمداد شود، بایدآن خصوصیات را داشته باشد که، مهمترین
آنها را من با شما در میان میگذارم.
یکی از مهمترین آنها این است که، کوچ حرفه ای
قضاوت نمی کند یا لااقل سعی می کند که این گونه باشد، به عبارتی کوچ حرفه ای، نسخه
های از پیش تعیین شده در ذهن خود برای مراجع ندارد. کوچ حرفه های اعتقاد دارد که،
مراجع یک فرد فوق العاده، بی نظیر و دارای توانمندی های بسیاری است، البته ممکن
است الان آن توانمندی ها عملی نشده باشد، ولی در درون او پاسخ ها وجود دارد و به
مراجع کمک می کند، در یک فضای امنی راه حل ها را پیدا کند و چالشها را از میان
بردارد. ویژگی دیگر کوچه حرفه ای این است که، سوالات خلاقانه می پرسد که، خیلی از
اوقات راجع به آن فکر نکرده است و این سوال ها کمک میکند که، مراجع از زوایای
مختلف به خود و موضوع خودش و مشکلات اهداف خودش نگاه کند که، قبلا انجام نداده و این
کار خلاقیت را در مراجع بالا می برد، و به او کمک می کند که راه حل ها را بتواند،
راحتتر پیدا کند.
تحقیقاتی که ICF با
همکاری شرکتهای بزرگ مشاوره ای در سطح جهان انجام داده و نتایج آن روی وبسایتش
منتشر شده است، نشان میدهد که
کوچینگ تاثیرات فوق العاده ای در زندگی افراد و سازمانها و همین طور کسب و
کارها داشته است. کوچینگ حیطه های تخصصی گوناگونی دارد، از جمله زندگی فردی، کسب و
کار، سازمانی، روابط انسانی، سلامت روانی و انواع تخصصهای دیگر نشان داده شده است
که، به طور کلی حدود ۷۱
درصد مراجعین پیشرفت محسوسی در کارایی حیطه های مختلف فردی، کسب و کار، روابط و…
را تجربه کرده اند و همین طور ۸۰
درصد افزایش اعتماد به نفس را تجربه کرده اند و همچنین ۷۰ درصد افزایش بازدهی و بهرهوری
را مطرح کرده اند و به طور کلی می شود گفت که، در تمام حیطه های زندگی افراد رشد و
ارتقاء سطح فوق العاده در مراجعین گزارش شده است که، این دلیل بسیار خوبی برای این
موضوع است زیرا در دنیا صنعت کوچینگ یک صنعت روبه رشد و دارای پیشرفت نامیده میشود.
بیزینس
پلن و بیزینس مدل علاوه بر وابستگی متقابل به یکدیگر، پویا نیز هستند و در طول زمان
تغییر میکنند. از این رو برای کسب موفقیت، به مدیران و صاحبان کسب وکار همواره
توصیه میشود که طرح و مدل خود را به صورت دورهای مرور و با توجه به زمان و
تحولات رخ داده آن را اصلاح کنند.بیزینس پلن کاملاً به بیزینس مدل وابسته است. مدل جریان مالی
شرکت شما را توضیح می دهد و طرح، ساختار لازم برای رسیدن به آن جریان مالی. اگر
مدل کسب و کارتان را عوض کنید، باید طرح خود را نیز تغییر دهید. با اینکه کل طرح
ممکن است نیاز به تغییر نداشته باشد، ممکن است لازم شود در تعداد کارکنان،
تجهیزات، مکان و یا بازاریابی تغییراتی اعمال کنید. این تغییرات نیز به نوبه ی خود
ممکن است به خاطر خرید های اضافی یا دیگر تغییرات قابل توجه، نیازمند تغییراتی در
امور مالی باشند.
بیزینس
پلن یا طرح کسبوکار خلاصهای راجع به معرفی کسب و کار شما و اهداف آن را ارائه
میدهد. این خلاصه، توضیح کسب و کار شما و چگونگی رسیدن آن به موفقیت را شامل میشود.
نام شرکت، نوع فعالیت، مکان شرکت و تاریخ شروع فعالیت میتواند یک بخش از این
خلاصه، و ارائه رزومه کسب و کار شما جهت افزایش اعتبار میتواند بخش دیگری از آن
را در بر بگیرد. همچنین این طرح لیست محصولات، خدمات و استراتژی شما را در بر میگیرد.
صاحبان کسب و کار با ارائه این سند میتوانند تصویری از برنامه خود را به سرمایهگذاران
و شرکای احتمالی ارائه و توجه آنها را جلب نمایند.
نحوه
تولید محصول، نحوه ارائه خدمات، چگونگی ارائه خدمات پشتیبانی، چگونگی تحویل
محصولات به مشتری و چگونگی مدیریت انبار شرکت و به طور کلی جزییات فعالیتها و
فرآیندهایی که کسب و کار شما را به اهداف مشخص شده در طرح میرسانند، مدل کسبوکار
شما یا همان بیزینس مدل هستند. باید به این نکته توجه داشت که مدل کسب و کار، قلب
طرح کسب و کار است که می تواند نکات حیاتی از جمله چگونگی کسب درآمد را شفاف سازد.
نحوه
تولید محصول، نحوه ارائه خدمات، چگونگی ارائه خدمات پشتیبانی، چگونگی تحویل
محصولات به مشتری و چگونگی مدیریت انبار شرکت و به طور کلی جزییات فعالیتها و
فرآیندهایی که کسب و کار شما را به اهداف مشخص شده در طرح میرسانند، مدل کسبوکار
شما یا همان بیزینس مدل هستند. باید به این نکته توجه داشت که مدل کسب و کار، قلب
طرح کسب و کار است که می تواند نکات حیاتی از جمله چگونگی کسب درآمد را شفاف سازد..
یکی از مهمترین
معیارها جهت سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان
کارآفرین در آن کشور دارا می باشند. اکنون نگاه جهان، بیشتر به سوی زنان معطوف
شده است زیرا امروز، برای تحقق توسعه اجتماعی، تسریع فرایند توسعه اقتصادی و محقق
شدن عدالت اجتماعی، چنانچه به زن به عنوان نیروی فعال و سازنده نگریسته شود،
قطعاً تأثیر بسیاری در روند توسعه و افزایش کمّی و کیفی نیروی انسانی آن جامعه
خواهد داشت. نقش
زنان در توسعه، مستقیماً با هدف توسعه اجتماعی و اقتصادی بستگی داشته و از این رو
در تحول همه جوامع انسانی، عاملی بنیادی محسوب می گردد. این نوشتار در صدد است،
ضمن انجام یک تحلیل اقتصادی مختصر در زمینه توسعه، به چگونگی رابطه میان موقعیت
زنان با توسعه یافتگی و تأثیر گذاری مشارکت آنان به عنوان نیمی از نیروی فعال
جامعه در فعالیتهای اقتصادی، برای تحقق توسعه و عدالت اجتماعی بپردازد.
ویژگیهای زنان کار آفرین
بانوان در
کنار وظایفی که در منزل به عهده دارند، در امر کارآفرینی
فعالیت دارند که ویژگیهای آنان را میتوان به شرح ذیل خلاصه نمود:داشتن چشمانداز:
چشم انداز برای یک زن کارآفرین کاملاً شفاف و خالی از هرگونه ابهام بوده ولــذا
قابل انتــقال به دیگران می باشد.مصمم بودن: عزم راسخ کارآفرینان به ویژه بانوان،
مصمم از ایدههایجدید و فرصتها و پیشنهادهای شغلی دیگر چشمپوشی کرده و در مقابل
به کاری که برایخود برگزیدهاند پایبند میمانند.
1. توازن بین زندگی و کار
زندگی متوازن ذهن
را برای ایدههای خلاق آماده میکند. با آنکه زنان
کارآفرین همواره مسوولیت زندگی شخصی و خانوادگی را به عهده دارند، آن دسته از آنها
که بین کار و زندگی خانوادگی توازن برقرار میکنند و به زندگی خانوادگی، دوستان، سلامتی
و روح خود توجه بیشتری دارند، موفقتر هستند. ویژگی ششم به ویژه در مورد زنان مصداق
دارد زیرا آنها در هر سطح شغلی که باشند بر خانواده بیش از مردان تاثیر میگذارند.
2. هدفمندی
اهداف همان رویاها
هستند که با برنامه عملی و شفاف تجهیز شدهاند. اگر اهداف نوشته نشوند در حد رویا و
آرزو باقی میمانند. تحقیقات نشان میدهد زنانی که برای مدیریت شرکت و کسب و کار خود
برنامهای شفاف و مرحلهبندی شده دارند موفقتر عمل میکنند. البته این ویژگی برای
تمام کارآفرینها مفید است اما از آنجا که زنان وظایف خانوادگی گسترده تری دارند، برنامه
ریزی به آنها کمک میکند توازن لازم را بین کار و زندگی خانوادگی برقرار کنند.
3. دقت
اقدامی استراتژیک
در هر برنامه برای کارآفرینی؛ تشخیص خلا در بازار است که میتوان آن را از طریق کارآفرینی
پر کرد. کشف نیازهایی که تاکنون پاسخ داده نشدهاند یا به میزان لازم تامین نشدهاند
کلید تولید موفق است.زنان به علت ریزبینی و دقت بالای خود نسبت به مردان توانایی بالاتری
در کشف این نیازها دارند. از سوی دیگر آمارها نشان میدهد تقریبا در تمام کشورها
میزان مصرف زنان بیش از مردان است به همین دلیل آنها نیازهای بازار را بهتر تشخیص
میدهند و کالاهایی که تولید میکنند نیاز واقعی بازار است.
4. آموزش
اغلب زنان کارآفرین
شیوههای کاری خود را به جانشینهایشان فرا میدهند و نوعی انتقال تجربه در شرکتهایی
که آنها تاسیس میکند مشاهده میشود که بسیار بیشتر از وضعیتی است که در شرکتهای
تحت مالکیت مردان دیده میشود. همین ویژگی به آنها کمک میکند همزمان از همفکری
دیگران استفاده کنند.
5. نگاه بلندمدت
بالاترین شدت
مقاومت قبل از شکست صورت میگیرد. احتیاط و آینده نگری جزو ویژگیهای اصلی کارآفرینهای
زن است. به دلیل نگاه بلندمدت سرسختی زنان در مواجهه با مشکلات بیشتر است. البته احتیاط
باعث نمیشود زنان موفق جرات برداشتن قدم بعدی را نداشته باشند. با آنکه در سرتاسر
جهان تعداد زنان کارآفرین بسیار پایینتر از مردان است اما در شرایط برابر موفقیت آنها
بیشتر است. با
آنکه در اکثر کشورهای جهان قوانین برای حضور زنان در عرصه اقتصاد مناسب نیست و هنوز
نسبت به توانایی زنان در کارآفرینی آن طور که باید اعتماد به وجود نیامده اما روند
نقشآفرینی زنان در حوزه کارآفرینی روندی روبه رشد است. واقعیت این است که هر چه سطح
مسئولیتها بالاتر میرود تعداد زنان کمتر میشود اما به تدریج تعداد آنها رو به
افزایش است.
انگیزه هایی که
در مردان و زنان باعث کارآفرینی
می شود، به دو دسته تفکیک می شود. کارآفرینی بر اساس فرصت و کارآفرینی بر اساس نیاز. کارآفرینی بر اساس
فرصت زمانی شکل می گیرد که افراد از فرصت های موجود بهره برداری کنند و کارآفرینی بر
اساس نیاز هنگامی است که افراد به علت نبود گزینه شغلی بهتر و نیاز اقتصادی مجبور به
کارآفرینی می شوند.چنانچه نرخ فعالیت های کارآفرینی
زنان در کشورهای با درآمد بالا و درآمد متوسط و پایین تا حد زیادی تحت تاثیر فرصت
ها و انگیزه هاست، در کشورهایی با درآمد متوسط و پایین، زنان از روی اجبار و نبود گزینه
شغلی بهتر به کارآفرینی روی می آورند. اما در کشورهایی با درآمد بالا زنان براساس فرصت
های موجود، فعالیت های کارآفرینی را مورد توجه قرار می دهند. انگیزه اکثریت زنان در
ورود به کسب و کار در کشورهایی با درآمد پایین ایجاد درآمد برای زندگی خود و خانواده
است.از مهمترین انگیزه های زنان کارآفرین میتوان به دو انگیزه “نیاز به شغل مناسب”
و “مهیا ساختن شرایط بهتر کاری برای آینده فرزندان و دیگر اعضای خانواده” اشاره کرد
که مختص آنان می باشد.
اهمیت کارآفرینی از نظر ایجاد اشتغال برای
زنان
زنان در
کشورهای رو به توسعه، امید اول برای ارتقای خانوادهها و رشد و توسعهی کشورهای
خود محسوب میشوند. موفقیت زنان
کارآفرین در جوامع نه تنها سبب سودهای اقتصادی میشود، بلکه منافع اجتماعی و
فرهنگی هم ایجاد مینمایند. زنان به دلایل متعدد از جمله بیکاری و کاهش دستمزدها و
نارضایتی از شغل قبلی، وارد کارآفرینی
میشوند. چون کارآفرینی راهی برای برونرفت از بیکاری معمول است.
جذب
مشتری
تعریف
جذب مشتری عبارت است از مجموع اقدام هایی که شما تحت عنوان بازاریابی انجام
میدهید تا به هدف هر کسب و کار یعنی جذب مشتری ختم شود.خیلی مهم است
که خودتان و محصولتان را طوری معرفی کنید که نه تنها بتوانید جمعیتی که می خواهید
را به سمت خودتان بکشانید، بلکه تشویقشان کنید که دوباره به سمتتان برگشته و مشتری
دائمتان شوند.شبکهسازی و ارجاع:معارفه از طرفه جامعههایی
که عضوشان هستیم و یا از طریق شرکای تجاری قدیمی روش قدرتمندی برای جذب مشتری جدید است. این موضوع باعث می
شود که مشتریانی با نرخ بازگشت بسیار بالا به سراغ ما بیایند. مشتریانی که با
معارفه آمدهاند، در طول زمان بیشتر و بیشتر خرید خواهند کرد و خود مرجعی برای
معارفه دیگران خواهد شد.مسائل زیادی در این موضوع
درگیر است ولی علاوه بر اینکه باید محصولی داشته باشیم که تقاضا برای آن زیاد است،
باید تصور دقیقی از این موضوع داشته باشیم که مشتری ایدهآل ما چه کسی است؟تحت این
شرایط میتوان ارتباط مشخص تری با افراد جامعههای محلی ایجاد کرد. همچنین میتوانید
بیشتر روی خدمات و محصولات خود تمرکز کنید تا نیازهای دسته مخاطب خود را برطرف
کرده باشید.
روش های جذب مشتری
کار تیمی راه دیگری است که می توانید به عنوان اهرم نفوذ به منابع
موجود استفاده کنید و آن طرح «میزبان ذینفع» است. در این طرح مؤسسات دیگری که
مشتریان هدف آنها با شما مشترک است از پایگاه اطلاعاتی خودشان برای جلب
مشتری برای شما استفاده می کنند. یعنی مؤسسه هم پیمان شما در جریان تجارت
خود راهی را هم برای جلب مشتری برای شما باز می کند، مثل همکاری یک وکیل و یک
حسابرس.آگاهی
نسبت به محصولی که میفروشید. خیلی مهم است که همه
کارمندان دانش کامل نسبت به محصولات و خدماتی که شرکت ارائه میکند داشته باشند.
هیچ چیز بدتر از این نیست که وقتی سوالی درمورد یک محصول یا خدمات از کارمند یک
شرکت میپرسید، برود و کس دیگری را بیاورد تا اطلاعات لازم را به شما بدهد یا از
شما بخواهد روز دیگری مراجعه کنید که با کسی که اطلاعات دارد صحبت کنید. همکاری های راهبردی:ممکن است از همکاری
به عنوان گامی مؤثر استفاده کنید که در صنعت از آن با «همکاری راهبردی» یاد می
کنند. در حالی که یک رابطه «میزبان ذینفع» معمولاً کوتاه مدت و یک بار برای همیشه
است همکاری های راهبردی می تواند گاهی برای سال ها ادامه پیدا کند.
اهداف
جذب مشتری
اگر
فروش را به صورت مستقیم و فردبهفرد انجام نمیدهید، حتما باید اطلاعات
کافی مربوط به محصول را از طریق بستهبندی کالا، نمایشهای محل خرید ، وسایل و
علاماتی که به خردهفروشان داده میشود تا در محل فروش قرار بدهند، مانند پوسترها
و جعبههای تبلیغاتی) و هر گونه ابزار بازاریابی دیگری ارائه دهید. حتی اگر
محصولات را به صورت مستقیم میفروشید یا برای تشویق مشتریان بالقوه به خرید،
اعلامیهای جذاب مینویسید، به نمایش گذاشتن اطلاعات کافی در مورد محصول
برای جلب
توجه مشتری به شما کمک میکند تا بتوانید مشتریان را به خرید ترغیب کنید.تمام اطلاعات محصول باید مفید، درست و کامل باشد؛زبان به
کار گرفته شده روی بستهبندی محصول و وسایل استفاده شده برای بازاریابی باید واضح،
مستقیم و به راحتی قابل خواندن باشد؛برای بهتر به نظر رسیدن محصول، بستهبندی و
وسایل بازاریابی زمان بگذارید و هزینه کنید (یعنی از عکسهای با کیفیت، رنگهای
زنده و غیره استفاده کنید.فروشندهی خوب، فروشندهای است که
به کالای خود ایمان داشته باشد و اشتیاق خود را به مشتری نیز منتقل کند. برای نشان
دادن علاقهتان به محصول، راههای فراوانی وجود دارد.فقط زمانی که محصول شما مشتریان پروپاقرص خواهد داشت که با
مشتری صادق باشید، یعنی در ارائهی اطلاعات محصول و همچنین اعتراف به ندانستن چیزی
یا مرتکب شدنِ اشتباه شفاف باشید. از صداقت نترسید، زیرا موجبِ ایجاد اعتماد میشود.
در نتیجه فروش محصول همیشه هم کار
پیچیدهای نیست. در ابتداییترین سطح برنامهی فروش با این پرسشها روبهرو میشوید
که چه میفروشید، به که میفروشید و چگونه میفروشید. طی فرآیند
فروش باید تمرکزتان را بر جزئیات محصول و مشتریان حفظ و در ادامهی مسیر
نیز باید به روندهای در حالِ تغییر و نیازها یا خواستههای مشتریان توجه کنید. با
مشاهدهی این تغییرات میتوانید برنامهی فروش خود را با تغییرات و نیازهای ایجاد
شده تطبیق دهید و فروشتان را بالا نگاه دارید.